در آلمان پزشك خاص لودويگ باواريايي بوده و او را در بسياري از جنگها همراهي كرده است. در سال 1318 در مقام پزشك مخصوص كاردينال ياكوب گايتاني به آوينيون رفت و در آن مقام باقي بود تا پزشك كاردينال آنيبالدوي چكانويي شد.
يوهان خود دو بار اسقف شد، بار اول در اسقفنشين وردن در رور (1332 ـ 1340) و سپس در فريزينگ (1340 ـ 1349). ولي بيشتر عمرش را در آوينيون گذراند و در آنجا در سال 1349 از بيماري طاعون مرد.
بنابر گزارشهاي تاريخي آن زمان يوهان پزشكي ممتاز بود، تنها قطعاتي از نوشتههايش در دست است: اشاراتي بسيار مختصر به سنگ كليه، كه هنوز بهصورت نسخهٴ خطي است و دو جزوه راجع به طاعون سالهاي 1348 ـ 1349 كه سودهوف منتشر كرده است.
رساله درباب حفاظت در برابر اپيدمي شامل چند دستور است و احكامي براي اجتناب از بيماري.
در برابر اپيدمي حاوي سه دستور براي استفادهٴ مبتلايان به بيماري است.
او درحدود سال 1344 نامهٴ هشداردهندهاي دربارهٴ سموم به ژان لوكزامبورگي (شاه بوهميا 1310 ـ 1346) نوشت.
آلبـرتـوي پـارمـايـي
آلبرتوي پارمايي، پزشك ايتاليايي كه در آلزاس برآمد (متوفا حدود 1354).
آلبرتوي پارمايي در استراسبورگ برآمد. در سال 1336 كانُن كليساي سن توما بود و در 26 ژوئيهٴ سال 1353، 1354 يا 1355 وفات يافت. او در اينجا بهعنوان موٴلف يك دستور پزشكي براي طاعون سال 1349 در استراسبورگ ذكر ميشود. اين دستور به زبان آلماني و بهدرخواست روٴساي استراسبورگ به قلم پنج پزشك آن شهر نوشته شده است، كه عبارت بودند از آلبرتو، رودلف شونينگر (متوفا حدود 1380)، هنريك ساكسوني (متوفا در 1378 يا پساز آن)، برنارد روستوكي (يا برنارد ساكسوني، متوفا 1370 ـ 1376) و هنريك لوبكي (كه كمتر از بقيه معروف است). از اين متن مختصر تنها يك نسخهٴ خطي در قلعهٴ برلبورگ در وستفالي در دست است، كه چندان فرقي با دستورهاي پزشكي مشابه در آن زمان ندارد.
نخستين توصيهاش دور شدن از محل شيوع بيماري است. اگر اين كار ممكن نشد بايد در خانه ماند، مواد خوشبوكننده به مقدار زياد به كار برد، ظرفها را پاكيزه نگهداشت و رعايت اعتدال را كرد. به محض مشاهدهٴ نخستين علامت (ورم انتهاي ران چپ) بهتر است يك مسهل و قيآور مصرف شود. اين دستور پزشكي مختصر نخستين اثر تاريخي در زمينهٴ پزشكي در استراسبورگ است.